غزل شمارهٔ ۷۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما سریر سلطنت در بینوائی یافتیم
۲
لذت رندی ز ترک پارسائی یافتیم
۳
سالها در یوزه کردیم از در صاحبدلان
۴
مایهٔ این پادشاهی زان گدائی یافتیم
۵
همت ما از سر صورت پرستی در گذشت
۶
لاجرم در ملک معنی پادشائی یافتیم
۷
پرتو شمع تجلی بر دل ما شعله زد
۸
این همه نور و ضیا زان روشنائی یافتیم
۹
صحبت میخوارگان از خاطر ما محو کرد
۱۰
آن کدورتها که از زهد ریائی یافتیم
۱۱
پیش از این در سر غرور سرفرازی داشتیم
۱۲
ترک سر کردیم و زان زحمت رهائی یافتیم
۱۳
گرچه آسیب فلک بشکست ما را چون عبید
۱۴
از درونهای بزرگان مومیائی یافتیم