غزل شمارهٔ ۸۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
قصد آن زلفین سرکش کردهام
۲
خاطر از سودا مشوش کردهام
۳
در ره عشقش میان جان و دل
۴
منزل اندر آب و آتش کردهام
۵
از وصالش تا طمع ببریدهام
۶
با خیالش وقت خود خوش کردهام
۷
از نسیم گلستان تا شمهای
۸
بوی او بشنیدهام غش کردهام
۹
کیش او بگرفته قربان گشتهام
۱۰
تا نپنداری که ترکش کردهام
۱۱
از دو لعل و از دو ابرو و دو زلف
۱۲
گر امان یابم غلط شش کردهام
۱۳
دل طلب کردم ز زلفش بانک زد
۱۴
کای عبید آنجا فروکش کردهام