غزل شمارهٔ ۹۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلا باز آشفته کاری مکن
۲
چو دیوانگان بیقراری مکن
۳
گرت نیست دردی، غنیمت شمار
۴
ورت هست فریاد و زاری مکن
۵
چو کارت ز عشقست و بارت ز عشق
۶
شکایت ز بی کار و باری مکن
۷
نگارا نگارا جدائی ز ما
۸
خدا را اگر دوست داری مکن
۹
اگر چشم سرمست اودیدهای
۱۰
دگر دعوی هوشیاری مکن
۱۱
ز جور و جفا هرچه ممکن بود
۱۲
بکن ترک پیمان و یاری مکن
۱۳
عبید ار سر عشق داری بیا
۱۴
در این راه جز جانسپاری مکن