شمارهٔ ۵۱ - حسن تعلیل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جانب سایه شده مردم روان
۲
سایه به دنباله مردم دوان
۳
پرده نشین گشت فلک سوبسوی
۴
با همه زالی شد پوشیده روی
۵
از سم اسپش که زمین کرد چاک
۶
خاک پر از مه شد و مه پر ز خاک
۷
دیدن او را کله افگند ماه
۸
بلکه فتادش گرء، دیدن کلاه
۹
خواست که پیشش ز سپهر برین
۱۰
ماه فرود آید و بوسد زمین
۱۱
سوی فلک رفت زمیدانش گرد
۱۲
هم به فلک ماه زمین بوس کرد
۱۳
اوج معانی نه به مقدار طبع
۱۴
بلکه گذشته ز سماوات سبع
۱۵
رفت زمین را چو حجاب از میان
۱۶
گشت پدید از تهٔ آب آسمان
۱۷
بس که زمین رفت ز همراهیش
۱۸
گاو زمین شد خورش ماهیش