گزیدهٔ غزل ۲۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سری دارم که سامان نیست او را
۲
به دل دردی که درمان نیست او را
۳
به راه انتظارم هست چشمی
۴
که خوابی هم پریشان نیست او را
۵
به عشق از گریه هم ماندم چه جویم
۶
باران از کشتی که یاران نیست او را
۷
فرامش کرد عمرم روز را ز اینک
۸
شبی دارم که پایان نیست او را
۹
خط نو خیز و لب ساده از آنست
۱۰
خوش آن مضمون که عنوان نیست او را
۱۱
ز خسرو رخ مپیچ ار گشت ناچیز
۱۲
خیالی هست گرجان نیست او را