گزیدهٔ غزل ۴۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا
۲
وندران کوی نهانی نظری بود مرا
۳
جان بجایست ولی زنده نیم من زیرا
۴
مایهٔ عمر به جز جان دگری بود مرا
۵
باری از دیده مریزید گلابی که به عمر
۶
لذت از عشق همین درد سری بود مرا
۷
هیچ یاد آمدت ای فتنه که وقتی زین پیش
۸
عاشق سوختهٔ دربدری بود مرا
۹
خواستم دی که نمازی بکنم پیش خیال
۱۰
لیکن آلوده به دامان جگری بود مرا