گزیدهٔ غزل ۲۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شهسوارانی که فتح قلعهٔ دین کردهاند
۲
التماس همت از دلهای مسکین کردهاند
۳
پاکبازان سر کوی خرابات فنا
۴
در مقام سرفرازی خشت بالین کردهاند
۵
سنگسار لعنت جاوید مر ابلیس را
۶
از برای کوری چشمان خودبین کردهاند
۷
آهوی چین را جگر در نامهٔ سواد بسوخت
۸
تا حدیث سنبل زلف تو در چین کردهاند
۹
جلوهٔ فرهاد بین کز غیرت آن خسروان
۱۰
نام خود نقش نگین لعل شیرین کردهاند
۱۱
زاهدان تسبیح میخوانند و خسرو نام دوست
۱۲
ذکر هر کس آنچنان باشد که تلقین کردهاند