شهریار · گزیدهٔ غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰ - ناکامیها

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها
۲
مستم از ساغر خون جگر آشامیها
۳
بسکه با شاهد ناکامیم الفتها رفت
۴
شادکامم دگر از الفت ناکامیها
۵
بخت برگشته ما خیره سری آغازید
۶
تا چه بازد دگرم تیره سرانجامیها
۷
دیرجوشی تو در بوته هجرانم سوخت
۸
ساختم این همه تا وارهم از خامیها
۹
تا که نامی شدم از نام نبردم سودی
۱۰
گر نمردم من و این گوشه گمنامیها
۱۱
نشود رام سر زلف دل آرامم دل
۱۲
ای دل از کف ندهی دامن آرامیها
۱۳
باده پیمودن و راز از خط ساقی خواندن
۱۴
خرم از عیش نشابورم و خیامیها
۱۵
شهریارا ورق از اشک ندامت میشوی
۱۶
تا که نامت نبرد در افق نامیها

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.