Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شهریار · گزیدهٔ غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹ - باده وحدت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سر برآرید حریفان که سبوئی بزنیم
۲
خواب را رخت بپیچیم و به سوئی بزنیم
۳
باز در خم فلک باده وحدت سافی است
۴
سر برآرید حریفان که سبوئی بزنیم
۵
ماهتابست و سکوت و ابدیت یا نیز
۶
سر سپاریم به مرغ حق و هوئی بزنیم
۷
خرقه از پیر فلک دارم و کشکول از ماه
۸
تا به دریوزه شبی پرسه به کوئی بزنیم
۹
چند بر سینه زدن سنگ محبت باری
۱۰
سر به سکوی در آینه روئی بزنیم
۱۱
آری این نعره مستانه که امشب ما راست
۱۲
به سر کوی بت عربده جوئی بزنیم
۱۳
خیمه زد ابر بهاران به سر سبزه که باز
۱۴
خیمه چون سرو روان بر لب جوئی بزنیم
۱۵
بیش و کم سنجش ما را نسزد ورنه که ما
۱۶
آن ترازوی دقیقیم که موئی بزنیم
۱۷
شهریارا سر آزاده نه سربار تن است
۱۸
چه ضرورت که دم از سر مگوئی بزنیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.