Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شهریار · گزیدهٔ غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از زندگانیم گله دارد جوانیم
۲
شرمنده جوانی از این زندگانیم
۳
دارم هوای صحبت یاران رفته را
۴
یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
۵
پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق
۶
داده نوید زندگی جاودانیم
۷
چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر
۸
وز دور مژده جرس کاروانیم
۹
گوش زمین به ناله من نیست آشنا
۱۰
من طایر شکسته پر آسمانیم
۱۱
گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند
۱۲
چون میکنند با غم بی همزبانیم
۱۳
ای لاله بهار جوانی که شد خزان
۱۴
از داغ ماتم تو بهار جوانیم
۱۵
گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود
۱۶
برخاستی که بر سر آتش نشانیم
۱۷
شمعم گریست زار به بالین که شهریار
۱۸
من نیز چون تو همدم سوز نهانیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.