غزل شمارهٔ ۱۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
من رسیدم به لب جوی وفا
۲
دیدم آن جا صنمی روح فزا
۳
سپه او همه خورشیدپرست
۴
همچو خورشید همه بیسر و پا
۵
بشنو از آیت قرآن مجید
۶
گر تو باور نکنی قول مرا
۷
قد وجدت امراه تملکهم
۸
اوتیت من کل شیء و لها
۹
چونک خورشید نمودی رخ خود
۱۰
سجده دادیش چو سایه همه را
۱۱
من چو هدهد بپریدم به هوا
۱۲
تا رسیدم به در شهر سبا