Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
۲
دامی نهاده‌ام خوش آن قبله نظر را
۳
دیوار گوش دارد آهسته‌تر سخن گو
۴
ای عقل بام بررو ای دل بگیر در را
۵
اعدا که در کمینند در غصه همینند
۶
چون بشنوند چیزی گویند همدگر را
۷
گر ذره‌ها نهانند خصمان و دشمنانند
۸
در قعر چه سخن گو خلوت گزین سحر را
۹
ای جان چه جای دشمن روزی خیال دشمن
۱۰
در خانه دلم شد از بهر رهگذر را
۱۱
رمزی شنید زین سر زو پیش دشمنان شد
۱۲
می‌خواند یک به یک را می‌گفت خشک و تر را
۱۳
زان روز ما و یاران در راه عهد کردیم
۱۴
پنهان کنیم سر را پیش افکنیم سر را
۱۵
ما نیز مردمانیم نی کم ز سنگ کانیم
۱۶
بی زخم‌های میتین پیدا نکرد زر را
۱۷
دریای کیسه بسته تلخ و ترش نشسته
۱۸
یعنی خبر ندارم کی دیده‌ام گهر را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.