زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
انوری · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۶۱ - سید مجدالدین بوطالب نعمه را گوید

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای زتو بنهاده کلاه منی
۲
هر که نیاید کلهش از دو برد
۳
نام تو اوراق سعادت نبشت
۴
جاه تو الواح نحوست سترد
۵
ازخلفات ذات دویم چون برفت
۶
نام مبارک پدرت را سپرد
۷
جز تو کرا در صف عرض جهان
۸
عارض تقدیر جهانی شمرد
۹
باد صبای کرمت چون بجست
۱۰
آتش آز بنی‌آدم بمرد
۱۱
قدر فلک باتو چه گر سخت باخت
۱۲
نرد تقدم نتواتنست برد
۱۳
رو که دراین عهد ز می تلخ‌تر
۱۴
صاف تویی باقی خم جمله درد
۱۵
در شکم خاک کسی نیست کو
۱۶
پشت زمین چون تو به واجب سپرد
۱۷
بار بزرگیت زمین کی کشد
۱۸
کیک و عماری نه محالیست خرد
۱۹
ای که ز تو آز شود پایمال
۲۰
وی که ز تو حرص برد دستبرد
۲۱
من که ره از حادثه گم کرده‌ام
۲۲
پی سپری می‌شوم اکنون چو کرد
۲۳
عزم بر آنست که عهدی رود
۲۴
پای بر آن عهد بخواهم فشرد
۲۵
خرقه بپوشم به همین قافیت
۲۶
قافیت اول یعنی که برد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.