شمارهٔ ۱۹۰ - در طلب احسان
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گفتم چو لطف بار خدایم قبول کرد
۲
جانم ز قهر و غصهٔ ایام رسته شد
۳
گفتم چو صبح وعدهٔ انعام او دمید
۴
روزیم فاضل آمد و روزم خجسته شد
۵
خود بعد انتظار درازم گلو گرفت
۶
نومیدیم که جانم از آن درد خسته شد
۷
گیرم که سنت صله برخاست از جهان
۸
آخر در زکوة چرا نیز بسته شد
