زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
انوری · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۹۱ - در طلب کاغذ گوید

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای خداوندی که درمعراج قدر و منزلت
۲
تا به جایی همتت برشد که فکرت بر نشد
۳
خاک‌پای تست آنکش کیمیا داند خرد
۴
بر مسی هرگز فکندش آسمان کان زر نشد
۵
نوک کلک تاست آن کش جوهری داند صدف
۶
قطره‌ای هرگز بدو پیوست کو گوهر نشد
۷
بر هوای دولتت مرغ خلافی کی گذشت
۸
کز سموم انتقامت عاقبت بی‌پر نشد
۹
در بهار خدمتت شاخ وفاقی کی شکفت
۱۰
کز صبای اصطناعت جفت برگ و بر نشد
۱۱
ماجرایی خرده‌وار اندر میان خواهم نهاد
۱۲
باورم کن گرچه کس را از من این باور نشد
۱۳
دسته‌ای ده کاغذم فرموده‌ای زان روزها
۱۴
در تقاضا گرچه زان پس نوک کلکم تر نشد
۱۵
خواستم تا قطعه‌ای پردازم امروز اندر آن
۱۶
زین مطول‌تر ولیکن زین مطول‌تر نشد
۱۷
زانکه چون اندیشه کردم از بباضش چاره نیست
۱۸
حالی از بی‌کاغذی دستم به نظمش درنشد
۱۹
لاغری ناید شگفت از بخت من آن بخت تست
۲۰
کز دوام آرزو پهلوی او لاغر نشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.