شمارهٔ ۴۳۵ - انوری در جواب شجاعالدین خالد بلخی گفته و عذر تقصیر خواسته است
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شجاعی ای خط و شعر تو دام و دانهٔ عقل
۲
هزار مرغ چو من صید دام و دانهٔ تو
۳
ز من زمین خداوند من ببوس و بگوی
۴
که ای زمانهٔ فضل و هنر زمانهٔ تو
۵
نزاد مادر گیتی به صد هزار قران
۶
نه چون تو یا چو جگرگوشهٔ یگانهٔ تو
۷
چو گردکی که رساند زمین به دامن تو
۸
چو مویکی که ستاند هوا ز شانهٔ تو
۹
اگر ز روی ضرورت کرانه کردم دوش
۱۰
ز خدمت تو و بیرون شدم ز خانهٔ تو
۱۱
تو بر زمانه نه آن پر گشاده سیمرغی
۱۲
که خوابگاه مگس شاید آشیانهٔ تو
۱۳
ز جاه تو چه عجب کاختران کرانه کنند
۱۴
بر آسمان ز موازات آسمانهٔ تو
۱۵
مرا ز خدمت تو جاه تست مانع و بس
۱۶
که حایلست مرا جاه بیکرانهٔ تو
۱۷
وگرنه مردمک چشم من چه خواهد آن
۱۸
که معتکف بنشیند بر آستانهٔ تو
