متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
انوری · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۴۸ - در مدح عصمةالدین

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خداوند من عصمةالدین همیشه
۲
بجز ساکن ستر عصمت مبادی
۳
ز غم جاودان باد در خواب خصمت
۴
تو از بخت بیدار اندی که شادی
۵
تویی عالم داد و دین را مدبر
۶
نه بل خود تو هم عالم دین و دادی
۷
ز کل جهان کس نظیری نزادت
۸
از آن روز کز مادر دهر زادی
۹
تو از عصمت صرف و تایید محضی
۱۰
نه از آتش و آب وز خاک و بادی
۱۱
سؤالیست من بنده را بشنو از من
۱۲
به حق بزرگی و حری و رادی
۱۳
از آن پس که چندین سوابق نبودم
۱۴
نگویی به چندان کرم چون فتادی
۱۵
به هر فرصت از بس رعایت که کردی
۱۶
به هر موسم از بس عطاها که دادی
۱۷
چه بد خدمتی کردم آخر که اکنون
۱۸
چو بدخدمتانم به صحرا نهادی
۱۹
دو هفته است تا خدمتی در عیادت
۲۰
مزین به چندین هزار اوستادی
۲۱
به ستر رفیعت رسیدست بنگر
۲۲
که تازان به نیک و به بد لب گشادی
۲۳
چو گردون به بیداد برخاست با من
۲۴
تو نیز از عنایت فرو ایستادی
۲۵
نشاید فراموش کردن کسی را
۲۶
که در هر دعا و ثنایش به یادی
۲۷
چه گر در دعا قافیه دال گردد
۲۸
چو لفظ مبادی مثل یا منادی
۲۹
به یک قافیه سند عیبی نباشد
۳۰
نگویم که ناید ز من سند بادی
۳۱
معادی مبادت وگر چاره نبود
۳۲
مبادی تو هرگز به کام معادی
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.