متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
انوری · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۴۹ - در مدح امیر فخرالدین ابوالمفاخر آبی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای به تدبیر قطب آن گردون
۲
که ز تقدیر ساختست جدی
۳
وی ز تشویر خاطرت خورشید
۴
غوطها خورده در تموج خوی
۵
هرچه مکنون خطهٔ اشیاست
۶
همه با مکنت تو ادنی شییء
۷
حکمت اندر نفاذ گشته چنان
۸
که نگنجد در انقیادش کی
۹
ظل جاهت از آن کشیده‌ترست
۱۰
که کند دور روزگارش طی
۱۱
سیر حکمت از آن سریع‌ترست
۱۲
که برد مسرع ضمیرش پی
۱۳
گر تقلد کنی عمارت عصر
۱۴
نشود هیچ‌کس خراب از می
۱۵
آدم از نسبت وجود تو یافت
۱۶
اختصاص خلقته بیدی
۱۷
چون عنان قلم روان کردی
۱۸
آب گردد روان صاحب ری
۱۹
چون رکاب کرم گران کردی
۲۰
خاک بوسد عظام حاتم طی
۲۱
قدرتت گفت روز عرض الست
۲۲
چون جدا کرد اخطل از اخطی
۲۳
کای علی خرج این حشم برگیست
۲۴
همتت گفت قد ضمنت علی
۲۵
دوش با آسمان همی گفتم
۲۶
بر سبیل سؤال مطلب ای
۲۷
که مدار حیات عالم کیست
۲۸
روی سوی تو کرد و گفتا وی
۲۹
گفتم این را دلیل باید گفت
۳۰
هیچ دانی که می چه گویی هی
۳۱
میر آبست و حق همی گوید
۳۲
و من الماء کل شیء حی
۳۳
تا که نی را چو سرو نیست قوام
۳۴
در بهار و تموز و آذر و دی
۳۵
باد پیشت جهان چو سرو به پای
۳۶
پای تا سر کمر ببسته چو نی
۳۷
پوست بر دشمنت کفن گشته
۳۸
همچو بر کرم قز تراکم قی
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.