المقالة الرابعة
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
پسر گفتش دلم حیران بماندست
۲
که بی شه زادهٔ پریان بماندست
۳
چو آن دختر محیّا و عزیزست
۴
بگو باری بمن تا آن چه چیزست
۵
که من نادیده او را در فراقش
۶
چو شمعم جان بلب پُر اشتیاقش
۷
پدر گفت این حکایة پیش او باز
۸
عروسی جلوه داد از پردهٔ راز