Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · الهی نامه

(۹) حکایت ماه و شوق او با آفتاب

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
قمر گفتا که من در عشق خورشید
۲
جهان پُر نور خواهم کرد جاوید
۳
بدو گفتند اگر هستی درین راست
۴
شبانروزی بتگ می‌بایدت خاست
۵
که تا در وی رسی و چون رسیدی
۶
درو فانی شوی در ناپدیدی
۷
بسوزی آن زمان تحت الشُعاعش
۸
وجودت خفض گردد زارتفاعش
۹
چو ازتحت الشعاع آئی پدیدار
۱۰
شود خلقی جمالت را خریدار
۱۱
بانگشتت بیکدیگر نمایند
۱۲
بدیدارت نظرها برگشایند
۱۳
چه افتادست تا نوری بیک بار
۱۴
ز پیش نور می‌آید پدیدار
۱۵
یکی سرگشته فانی گشته بی باک
۱۶
هویدا شد ز جرم باقی خاک
۱۷
یکی خود سوخته تحت الشعاعی
۱۸
وصالی یافت بعد از انقطاعی
۱۹
شب دو گفته با چندان جمالش
۲۰
مدد گیرد ز نقصان هلالش
۲۱
چو این شب خویش آراید یقینست
۲۲
بدو کس ننگرد کو خویش بینست
۲۳
ولی هر گه که بینی چون خلالش
۲۴
درو بینند یعنی در هلالش
۲۵
تو تا هستی خود در پیش داری
۲۶
بلای جاودان با خویش داری
۲۷
ز چرک شرکت آنگه دل بگیرد
۲۸
که دل در بیخودی منزل بگیرد
۲۹
زشیر شرک اگر خویت شود باز
۳۰
بلوغت افتد از توحید آغاز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.