Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فخرالدین اسعد گرگانی · ویس و رامین

نشستن رامین بر تخت شهنشاهى

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو آگاهی به رامین شد ز موبد
۲
که او را چون فرو برد اختر بد
۳
یکی هفته سران لشکر وی
۴
به سوک اندر نشسته همبر وی
۵
نهانی شکر دادار جهان کرد
۶
که او فرجام موبد را چنان کرد
۷
نه جنگی بود مرگش را بهانه
۸
نه خونی ریخته شد در میانه
۹
سر آمد روز چونان پادشاهی
۱۰
نبوده هیچ رامین را گناهی
۱۱
هزاران سجده برد او پیش دادار
۱۲
همی گفت ای خداوند نکو کار
۱۳
تو دانی گونه گون درها گشادن
۱۴
که چونین کارها دانی نهادن
۱۵
برانی هر کرا خواهی ز گیهان
۱۶
بر آری هر کرا خواهی به کیوان
۱۷
بذیرفتم ز تو تا زنده باشم
۱۸
که خشنودیت را جویند باشم
۱۹
میان بندگانت داد جویم
۲۰
همیشه راست باشم راست گویم
۲۱
بُوم در پادشاهی داد فرمای
۲۲
به درویشان کام بخشای
۲۳
توم یاری ده اندر پادشایی
۲۴
که یاری دادنم را خود تو شایی
۲۵
توی پشتی توم یاری به هر کار
۲۶
مرا از چشم و دست بد نگه دار
۲۷
خداوندم توی من بندهء بند
۲۸
مرا شاهی تو دادی ای خداوند
۲۹
خداوندم توی من بندهء تو
۳۰
که من خود بندام دارندهء تو
۳۱
کنون کردی چو سالار جهانم
۳۲
بدار اندر پناه سایبانم
۳۳
چو لاله کرد لختی پیش دادار
۳۴
وزین معنی سخنها گفت بسیار
۳۵
همان گه بار را فرمود بستن
۳۶
سواران سپه را بر نشستن
۳۷
بر آمد بانگ کوس و نالهء نای
۳۸
روان شد همچو جیحون لشکر از جای
۳۹
روارو در سپاه افتاد چونان
۴۰
که از باد صبا در ابر نیسان
۴۱
چو راه حشر گشت آن ره ز غلغل
۴۲
ز کوه دیلمان تا شهر آمل
۴۳
جهان افروز رامین با دل افروز
۴۴
همی آمد همه ره شاد و فیروز
۴۵
به شادی روز رام و روز شنبد
۴۶
فرود آمد به لشکرگاه موبد
۴۷
بزرگان پیش او رفتند یکسر
۴۸
به دیهیمش بر افشاندند گوهر
۴۹
مرو را پاک شاهنشاه خواندند
۵۰
ز فر و داد و خیره بماندند
۵۱
چو ابری بود دستش نوبهاری
۵۲
همی بارید در شاهواری
۵۳
یکی هفته به آمل بود خرم
۵۴
دمادم زد همی رطل دمادم
۵۵
پس آنگه داد طبرستان به رهام
۵۶
جوانمرد نکوبخت نکونام
۵۷
به ایران در نژاد او کیانی
۵۸
بزرگی در نژادش باستانی
۵۹
همیدون داد شهر ری به بهروز
۶۰
که بودش دوستدار و نیک آموز
۶۱
بدان گاهی که او با ویس بگریخت
۶۲
به دام شاه موبد در نیاویخت
۶۳
به ری بهروز کردش میزبانی
۶۴
به خانه داشتش چندی نهانی
۶۵
به نیکی لاجرم نیکی جزا بود
۶۶
کجا او خود به نیکی سزا بود
۶۷
بکن نیکی و در دریاش انداز
۶۸
که روزی گشته لولو یابیش باز
۶۹
وز آن پس داد گرگان را به آذین
۷۰
کهبا او یکدل بود و دیرین
۷۱
به درگاهش سپهبد بود ویرو
۷۲
چو سرهنگ سرایش بود شیرو
۷۳
دو پیل مست و دو شیر دلاور
۷۴
به گوهر ویس بانو را برادر
۷۵
چو هر شهری به شاهی دادگر داد
۷۶
نگهبانی به هر مرزی فرستاد
۷۷
به راه افتاد با لشکر سوی مرو
۷۸
کجا دیدار او بد داروی مرو
۷۹
خراسان سر بسر آذین ببستند
۸۰
پری رویان بر آذینها نشستند
۸۱
همه راهی ورا چون بوستان شد
۸۲
همه دستی برو گوهر فشان شد
۸۳
زبانها بود بر وی آفرین خوان
۸۴
چو دلها در وفای وی گروگان
۸۵
چو در مرو گزین شد شاه رامین
۸۶
بهشتی دید در وی بسته آذین
۸۷
به خوبی همچو نوروز درختان
۸۸
ز خوشی همچو روز نیک بختان
۸۹
هزار آوا به دستان رود سازان
۹۰
شکوفه جامهای دلنوازان
۹۱
فرازش ابر دود مشک و عنبر
۹۲
و زو بارنده سیم و زر و گوهر
۹۳
سه مه آذینها بسته بماندند
۹۴
وزیشان روز و شب گوهر فشاندند
۹۵
بدین رامش نه خود مرو گزین بود
۹۶
کجا یکسر خراسان همچنین بود
۹۷
ز موبد سالیان سختی کشیدند
۹۸
پس از مرگش به آسانی رسیدند
۹۹
چو از بیدار او آزاد گشتند
۱۰۰
به داد شاه رامین شاه گشتند
۱۰۱
تو گفتی یکسر از دوزخ بر ستند
۱۰۲
به زیر سایهء طوبی نشستند
۱۰۳
بدان را بد بود روزی سرانجام
۱۰۴
بماند نامشان جاوید بد نام
۱۰۵
مکن بد در جهان و بد میندیش
۱۰۶
کجا گر بد کنی بد آیدت پیش
۱۰۷
چه نیکو گفت خسرو کهبدان را
۱۰۸
ز دوزخ آفرید ایزد بدان را
۱۰۹
از آن گوهر که شان آورد ز آغاز
۱۱۰
به پایان هم بدان گوهر برد باز
۱۱۱
چو رامین دادجوی و دادگر شد
۱۱۲
جهان از خفتگان آسوده تر شد
۱۱۳
سپهداران او هر جا که رفتند
۱۱۴
به فر او همه گیتی گرفتند
۱۱۵
چو رنج دشمنانش بود بی بر
۱۱۶
جهان او را شد از چین تا به بربر
۱۱۷
به هر شهری شد از وی شهریاری
۱۱۸
به هر مرزی شد از وی مرزداری
۱۱۹
همه ویرانها آباد کردند
۱۲۰
هزاران شهر و ده بنیاد کردند
۱۲۱
بداندیشان همه بر دار بودند
۱۲۲
و یا در چاه و زندان خوار بودند
۱۲۳
به هر راهی رباطی کرد و خانی
۱۲۴
نشانده بر کنارش راهبانی
۱۲۵
جهان آسوده گشت از دزد و طرار
۱۲۶
ز کرد و لور و از ره گیر و عیار
۱۲۷
ز بس کاو داد سیم و زر سبیلی
۱۲۸
نماند اندر جهان نام بخیلی
۱۲۹
ز بس کاو داد زر و سیم و گوهر
۱۳۰
همه گشتند درویشان توانگر
۱۳۱
ز دلها گشت بیدادی فراموش
۱۳۲
توانگر شد هر آن کاو بود بی توش
۱۳۳
نه جستی گرگ بر میشی فزونی
۱۳۴
نه کردی میش گرگی را زبونی
۱۳۵
به هر هفته سپه را بار دادی
۱۳۶
به نیکی پندشان بسیار دادی
۱۳۷
به دوار گه نشاندی داوران را
۱۳۸
بکندی بیخ و بن بد گوهران را
۱۳۹
به داورگاه او بر شاه و چاکر
۱۴۰
یکی بودی و درویش و توانگر
۱۴۱
چه پیش او شدی شاهی جهانگیر
۱۴۲
به گاه داد جستن چه زنی پیر
۱۴۳
ور آمد پیش او مرد خدایی
۱۴۴
ستوده بود همچون پادشایی
۱۴۵
به نزدش مرد پر فرهنگ و دانا
۱۴۶
گرامی بود همچون چشم بینا
۱۴۷
در ایران هر کسی دانش بیاموخت
۱۴۸
بدان راز خود نزدش بر افروخت
۱۴۹
صد و ده سال رامین در جهان بود
۱۵۰
از آن هشتاد و سه شاه زمان بود
۱۵۱
میان ملک و جاه و حشمت و مال
۱۵۲
بماند آن نامور هشتاد و سه سال
۱۵۳
زمین از داد او آباد گشته
۱۵۴
زمان از فر او دلشاد گشته
۱۵۵
به فرش گشته سه چیز از جهان کم
۱۵۶
یکی رنج و دوم درد وسوم غم
۱۵۷
گهی جان را خورش دادی ز دانش
۱۵۸
گهی تن را جوان کردی به رامش
۱۵۹
گهی کردی تماشا در خراسان
۱۶۰
گهی نخچیر کردی در کهستان
۱۶۱
گهی بودی به طبرستان آباد
۱۶۲
گهی رفتی به خوزستان و بغداد
۱۶۳
هزاران چشمه و کاریز بگشاد
۱۶۴
بریشان شهر و ده بسیار بنهاد
۱۶۵
یکی زان شهرها اهواز ماندست
۱۶۶
کش او آگهاه شهر رام خواندست
۱۶۷
کنونش گر چه هم اهواز خوانند
۱۶۸
به دفتر رام شهرش نام دانند
۱۶۹
شهی خوش زندگی بودست خوش نام
۱۷۰
که خود در لطف ایشان خوش بود رام
۱۷۱
نه چون اوبد به شاهی سر فرازی
۱۷۲
نه چون او بد به رامش رود سازی
۱۷۳
نگر تا چنگ چون نیکو نهادست
۱۷۴
نکوتر زان نهادی که گشادست
۱۷۵
نشانست این که چنگ بافرین کرد
۱۷۶
که او را نام چنگ رامین کرد
۱۷۷
چو بر رامین مقررگشت شاهی
۱۷۸
ز دادش گشت پرمه تا به ماهی
۱۷۹
جهان در دست ویس سیمتن کرد
۱۸۰
مرو را پادشاه خویشتن کرد
۱۸۱
دو فرزند آمدش زان ماه پیکر
۱۸۲
چو مالک خوب و چون بابک دلاور
۱۸۳
دو خسرو نامشان خورشید و جمشید
۱۸۴
جهان در فر هر دو بسته اومید
۱۸۵
زمین خاوران دادش به خورشید
۱۸۶
زمین باختر دادش به جمشید
۱۸۷
یکی را سغد و خوارزم و چغان داد
۱۸۸
یکی را شام و مصر و قیروان داد
۱۸۹
جهان در دست ویس دلستان بود
۱۹۰
و ڵیکن خاصش آذربایگان بود
۱۹۱
همیدون کشور ارّان و ارمن
۱۹۲
سراسر بد به دست آن سمن تن
۱۹۳
به شاهی سالیان با هم بماندند
۱۹۴
به نیکی کام دل یکسر براندند
۱۹۵
مهار عمر خود چندان کشیدند
۱۹۶
که فرزنان فرزندان بدیدند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.