Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · اسرارنامه

الحکایه و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مگر آن گربه در بریانی آویخت
۲
ربود از سفره بریانی و بگریخت
۳
یکی شد تا ز پیشش ره بگیرد
۴
مگر آن گربه را ناگه بگیرد
۵
عزیزی آن بدید از دور ناگاه
۶
که می‌زد گربه را آن مرد در راه
۷
بدو گفت ای ز دل رفته قرارت
۸
بیفتادست با این گربه کارت
۹
تو آن سگ را زن ای سگ طبع ناساز
۱۰
که بریانی ستاند گربه را باز
۱۱
زهی خوش با سگی تازی نشسته
۱۲
بپیش سگ بدمسازی نشسته
۱۳
بپیش سگ بسوزن دادن آیند
۱۴
چو سوزن داده شد تیغ آزمایند
۱۵
بکار سگ بسی گردی تو شیری
۱۶
هنوز این سگ نیاوردست سیری
۱۷
تو سگ را بند کن روزی نهاست
۱۸
که گردن بستهٔ با سگ گشادست
۱۹
فرو ماندی همی چون مبتلایی
۲۰
که چون قوتی بدست آری ز جایی
۲۱
تو بر رزاق ایمن باش آخر
۲۲
صبوری ورز وساکن باش آخر
۲۳
ز کافر می‌نگیرد رزق خود باز
۲۴
کجا گیرد ز مرد پر خرد باز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.