عطار · خسرونامه

وداع هرمز پیر را و رفتنش بجانب روم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بآخر خسرو از وی ره نشان خواست
۲
وداعش کرد و میشد بر نشان راست
۳
چو القصه از آنجا درکشیدند
۴
بکوه و آب و جسری در رسیدند
۵
دهی خوش بود صحرا و سر کوه
۶
دهی پر نعمت و خلقی بانبوه
۷
سوی ده رفت با یاران بهم شاه
۸
بخواست از اهل ده یک مرد همراه
۹
که تا رهبر بود در راه او را
۱۰
کند از نیک و بد آگاه او را
۱۱
چو خورشید آسیا سنگ زراندود
۱۲
ز زیر آسیای چرخ بنمود
۱۳
هزاران دانه داشت آن توتیا رنگ
۱۴
بیکبار آس کرد آن آسیا سنگ
۱۵
سپیدی روز میدانی چراتافت
۱۶
که روی روز گرد آسیا یافت
۱۷
بآخر شهریار وجمع یاران
۱۸
روان گشتند چون از میغ باران
۱۹
چو روز دیگر آن ایوان نه طاق
۲۰
منور شد ز نور شمع آفاق

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.