عطار · مظهرالعجایب

در شرح حال خود فرماید

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
حال خود بشنوز من ای مرد نیک
۲
روغن ایمان مریزان تو به دیک
۳
چون پدر این پند راتعلیم کرد
۴
اوستادم هم مراتعظیم کرد
۵
گفت ای نور دو چشم صالحان
۶
وز معارف نقد اسرار زمان
۷
همچو تو فرزند درگیتی نزاد
۸
دشمنانت را سر و تن گو مباد
۹
ای تو مقصود پدر در سرّ دین
۱۰
از تو روشن گشته ایمانم یقین
۱۱
ای تو در ملک دلم روشن شده
۱۲
در میان باغ جان گلشن شده
۱۳
من امام خود زخود بشناختم
۱۴
و آنگهی دنیا و دین در باختم
۱۵
دین و دنیایت نیاید هیچ کار
۱۶
از من این دم این سخن را گوش داد
۱۷
گر نباشد آن امامت راهبر
۱۸
از وجود خویش کی یا بی خبر
۱۹
رو تو در دین خدا ایمان بیار
۲۰
تا شود سرّنهانت آشکار
۲۱
رو تودر دین محمد رست شو
۲۲
همچو عطّار از طریق چست شو
۲۳
هرکه دیدارولی پیدا ندید
۲۴
تو یقین میدان که او خود را ندید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.