عطار · مصیبت نامه

الحكایة و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در زمستان یک شبی بهلول مست
۲
پای در گل میشد و کفشی بدست
۳
سائلی گفتش که سر داری براه
۴
تو کجا خواهی شدن زین جایگاه
۵
گفت دارم سوی گورستان شتاب
۶
زانکه آنجا ظالمیست اندر عذاب
۷
میروم چون گور او پر آتش است
۸
گرم گردم زانکه سر ما ناخوش است
۹
آن یکی را این چنین مرگی بود
۱۰
وان دگر را مرگ او برگی بود
۱۱
ظلم آتش در درونت افکند
۱۲
در میان خاک و خونت افکند
۱۳
گر چه راه ظلم از پیشان رود
۱۴
هرکه آن ره رفت سرگردان رود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.