فی التمثیل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بامدادی شهریار شاد کام
۲
داد بهلول ستمکش را طعام
۳
او بسگ داد آن همه تا سگ بخورد
۴
آن یکی گفتش که هرگز این که کرد
۵
از چنین شاهی نداری آگهی
۶
چون طعام او سگان را میدهی
۷
این چنین بی حرمتی کردن خطاست
۸
کار بی حرمت نیاید هیچ راست
۹
گفت بهلولش خموش ای جمله پوست
۱۰
گر بدانندی سگان کاین آن اوست
۱۱
سر بسوی او نبردندی بسنگ
۱۲
یعلم اللّه گر بخوردندی ز ننگ