Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · مصیبت نامه

الحكایة و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بود مجنونی بنیشابور در
۲
زو ندیدم در جهان رنجورتر
۳
محنت و بیماری ده ساله داشت
۴
تن چو نالی و زفان بی ناله داشت
۵
سینه پر سوز و دل پر درد او
۶
لب بخون برهم بسی میخورد او
۷
آنچه در سرما و در گرما کشید
۸
کی تواند کوه آن تنها کشید
۹
نور از رویش بگردون میشدی
۱۰
هر نفس حالش دگرگون میشدی
۱۱
زو بپرسیدم من آشفته کار
۱۲
کاین جنونت از کجا شد آشکار
۱۳
گفت یک روزی درآمد آفتاب
۱۴
درگلویم رفت و من گشتم خراب
۱۵
خویشتن را کردهام زان روز گم
۱۶
گم شود هر دو جهان زان سوز گم
۱۷
بر سر او رفت در وقت وفات
۱۸
نیک مردی گفتش ای پاکیزه ذات
۱۹
این زمان چونی که جان خواهی سپرد
۲۰
گفت آنگه تو چه دانی و بمرد
۲۱
گر ز کار افتادگی گویم بسی
۲۲
تا نیفتد کار کی داند کسی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.