Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · مصیبت نامه

الحكایة و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گفت دزدی را گرفت آن سر فراز
۲
در میان جمع دستش کرد باز
۳
دزد نه دم زد از آن نه آه کرد
۴
برگرفت آن دست و عزم راه کرد
۵
همچنان خاموش میبرید راه
۶
تا رباطی بود رفت آنجایگاه
۷
چون رسید آنجاخروشی درگرفت
۸
ناله و فریاد و جوشی در گرفت
۹
در فغان آمد بصد زاری زار
۱۰
وز نفیر خویشتن شد بی قرار
۱۱
سایلی گفتش تو با چندین خروش
۱۲
زیر دار آخر چرا بودی خموش
۱۳
گفت آنجا هیچ همدردم نبود
۱۴
دست ببریده یکی مردم نبود
۱۵
گر من آنجا سخت میجوشیدمی
۱۶
یا بصد فریاد بخروشیدمی
۱۷
گر بسی فریاد بودی آن همه
۱۸
خلق را چون باد بودی آن همه
۱۹
لیک اینجا یک بریده دست هست
۲۰
کس چه داند او بداند درد دست
۲۱
لاجرم گر پیش او نالم رواست
۲۲
کو بداند نالهٔ من از کجاست
۲۳
تا نیاید هیچ همدردی پدید
۲۴
نالهٔ همدرد نتواند شنید
۲۵
ذرهٔ این درد اگر برخیزدت
۲۶
دل بصد درد دگر برخیزدت
۲۷
گر شود این درد دامنگیر تو
۲۸
بس بود این درد دایم پیر تو
۲۹
ور نگیرد دامنت این درد زود
۳۰
گفت و گوی این ندارد هیچ سود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.