عطار · پندنامه

در بیان چارچیز که اندر خطر بود

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چارچیزست ای برادر با خطر
۲
تا توانی باش ازینها بر حذر
۳
قربت سلطان و الفت با بدان
۴
رغبت دنیا و صحبت با زنان
۵
قرب سلطان آتش سوزان بود
۶
با بدان الفت هلاک جان بود
۷
زهر دارد در درون دنیا چو مار
۸
گرچه بینی ظاهرش نقش و نگار
۹
می‌نماید خوب و زیبا در نظر
۱۰
لیک از زهرش بود جان را خطر
۱۱
زهر این مار منقش قاتلست
۱۲
باشد از وی دور هر کو عاقلست
۱۳
همچو طفلان منگراندرسرخ و زرد
۱۴
چون زنان مغرور رنگ و بو مگرد
۱۵
زال دنیا چون عروس آراسته است
۱۶
هر زمانی شوی دیگر خواسته است
۱۷
مقبل آن مردی که شد زین جفت طاق
۱۸
پشت بر وی کرد و دادش سه طلاق
۱۹
لب به پیش شوی خندان می‌کند
۲۰
پس هلاک از زخم دندان می‌کند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.