غزل شمارهٔ ۲۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای که در این خاکدان جان و جهانی مرا
۲
چون بروم زین سرا باغ و جنانی مرا
۳
جان مرا جان توئی لعل مرا کان توئی
۴
در دل ویران توئی گنج نهانی مرا
۵
آنکه بدل میدمد روح سخن هردمم
۶
تا نزند یکنفس بی دمش آبی مرا
۷
شب همه شب تابصبح همنفس من توئی
۸
روز چو کاری کنم کار و دکانی مرا
۹
تا که بمحفل درم با تو سخن میکنم
۱۰
چونکه بخلوت روم مونس جانی مرا
۱۱
یکنفس ازپیش تو گر بروم گم شوم
۱۲
چون بتو آرم پناه امن و امانی مرا
۱۳
گر تو برانی مراجان زفراقت دهم
۱۴
جان بوصالت دهم گر تو بخوانی مرا
۱۵
گه به وصالم کشی گه ز فراقم کشی
۱۶
گاه چنینی مرا گاه چنانی مرا
۱۷
فیض بتو رو کند رو چو بهرسو کند
۱۸
نور تو عالم گرفت قبله از آنی مرا