غزل شمارهٔ ۱۰۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در غمزه مستانه ساقی چه شرابست
۲
کز نشأه آنجان جهان مست و خرابست
۳
هشیار نه یک زاهد و مخمور نه یک مست
۴
مستست تر و خشک جهان اینچه شرابست
۵
عشقست روان در رک و در ریشه جانها
۶
ذرات جهان مست ازین بادهٔ ناب است
۷
از عشق زمین جام شرابی است لبا لب
۸
وین چرخ نگونسار برین جام حباب است
۹
جان می طلبد غمزه ات ای ساقی مستان
۱۰
پیمانهٔ ما پرنشده است این چه شتاب است
۱۱
از چشم سیه مست تو هستند جهانی
۱۲
زان میکده ویران و خرابات خراب است
۱۳
مگذار که یکذره بماند زوجودش
۱۴
خورشید دل آرای ترا فیض نقابست