غزل شمارهٔ ۱۲۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در سرم فتنه ای و سودائیست
۲
در سرم شورشی و غوغائی است
۳
هر دم از ترک چشم غمازی
۴
در دلم غارتی و یغمائیست
۵
پس این پرده دلربائی هست
۶
دل زجا رفتن من از جائیست
۷
ساقئی هست زیر پردهٔ غیب
۸
که بهر گوشه مست و شیدائیست
۹
در درون هست خمر و خماری
۱۰
کز برون مستئی و هیهائیست
۱۱
از تو ای آرزوی دل شدگان
۱۲
در دل هر کسی تمنائیست
۱۳
عالمی پر زدر و گوهر شد
۱۴
مگر این طبع فیض دریائیست