غزل شمارهٔ ۱۳۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلم دیگر جنون از سرگرفته است
۲
خیال شاهدی در بر گرفتست
۳
زسوز آتش عشق نگاری
۴
سراپای وجودم در گرفتست
۵
زآه آتشینم در حذر باش
۶
که دودش در همه کشور گرفتست
۷
سوی میخانه ام راهی نمائید
۸
که دل از مسجد و منبر گرفتست
۹
اگر شیخم خبر پرسد بگوئید
۱۰
که آن شیدا ره دیگر گرفتست
۱۱
صلاح و زهد و تقوی و ورع سوخت
۱۲
زسر تا پایم آتش درگرفتست
۱۳
غلامت همت آنم که چون فیض
۱۴
بیک پیمانه نرک سرگرفتست