Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۲۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز قرب دوست چگویم که مو نمی‌گنجد
۲
ز بعد خود که درو گفت‌وگو نمی‌گنجد
۳
چه جای نکتهٔ باریک و حرف پنهانست
۴
میان عاشق و معشوق مو نمی‌گنجد
۵
بیان چه سان بتوان از جمال او حرفی
۶
چه در بیان و زبان وصف او نمی‌گنجد
۷
زبان بکام خموشی کشیم و دم نزنیم
۸
چه جای نطق تصور درو نمی‌گنجد
۹
ز بس نشست ببالای یکدگر سودا
۱۰
بیقعهٔ سر من های و هو نمی‌گنجد
۱۱
سبو ز دست بنه ساقیا و خم بر گیر
۱۲
که قدر جرعهٔ ما در سبو نمی‌گنجد
۱۳
سبو چه باشد و یا خم گلوی ماست فراخ
۱۴
بیار بحر مگو در گلو نمی‌گنجد
۱۵
چو در خیال در آئی همین تو باشی تو
۱۶
که در مقام فنا ما و او نمی‌گنجد
۱۷
چو فیض در تو فنا شد دگر چه میخواهد
۱۸
چو جای وصل نماند آرزو نمی‌گنجد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.