Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کسی کو چشم دل بیدار دارد
۲
نظر پیوسته با دلدار دارد
۳
بهر جا بنگرد چشم خدا بین
۴
تماشای جمال یار دارد
۵
تماشا در تماشا باشد آن را
۶
که در دل دیده بیدار دارد
۷
دل هشیار هر جا افکند چشم
۸
روان چشم را بیدار دارد
۹
تماشا باشدش پیوسته آنکو
۱۰
سرمست و دل هشیار دارد
۱۱
دلی کو میتواند عشق ورزید
۱۲
نشاید خویش را بیکار دارد
۱۳
درون شادست و خرم عاشقانرا
۱۴
برونشان گرچه حال زار دارد
۱۵
دلش با دوست تن با غیر عاشق
۱۶
دل خرم تن بیمار دارد
۱۷
چه پروا دارد از تاریکی زلف
۱۸
که از شمع رخش انوار دارد
۱۹
دو روزی فیض را مهلت ده ای عمر
۲۰
دلش با عشقبازی کار دارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.