غزل شمارهٔ ۳۴۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عاشقان محو یار میباشند
۲
در غم عشق زار میباشند
۳
از برون گر شکفته و خندان
۴
در درون سوگوار میباشند
۵
آنجماعت کز اهل معرفتند
۶
در تماشای یار میباشند
۷
منعمان در شمار روز شمار
۸
پست و بیاعتبار میباشند
۹
در دو کون اهل دانش و بینش
۱۰
در شمار خیار میباشند
۱۱
قوم دانا نمای اهل جدل
۱۲
در جزا اهل نار میباشند
۱۳
اهل نخوت بروز رستاخیز
۱۴
زار و پامال و خوار میباشند
۱۵
آنگروهی که اهل معصیتند
۱۶
نزد حق شرمسار میباشند
۱۷
اهل طاعت بقدر رتبه خود
۱۸
هر یکی در شمار میباشند
۱۹
فیض در گفتوگوی یارانش
۲۰
همه در کار و بار میباشند