زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۱۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار
۲
که دوش هیچ نخفتم ز تشنگی و خمار
۳
لبم که نام تو گوید به باده‌اش خوش کن
۴
سرم خمار تو دارد به مستیش تو بخار
۵
بریز باده بر اجسامم و بر اعراضم
۶
چنانک هیچ نماند ز من رگی هشیار
۷
وگر خراب شوم من بود رگی باقی
۸
چو جغد هل که بگردد در این خراب دیار
۹
چو لاله زار کن این دشت را به باده لعل
۱۰
روا مدار که موقوف داریم به بهار
۱۱
ز توست این شجره و خرقه‌اش تو دادستی
۱۲
که از شراب تو اشکوفه کرده‌اند اشجار
۱۳
مرا چو مست کنی زین شجر برآرم سر
۱۴
به خنده دل بنمایم به خلق همچو انار
۱۵
مرا چو وقف خرابات خویش کردستی
۱۶
توام خراب کنی هم تو باشیم معمار
۱۷
بیار رطل گران تا خمش کنم پی آن
۱۸
نه لایقست که باشد غلام تو مکثار

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۴ نیازمند تصمیم۴ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

خرابات

به‌کارگیری نماد ← خرابات

Matched curated alias: خرابات; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: باده; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

ساقی واسطه

بازنمایی کهن‌الگو ← ساقی واسطه

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

ساقی

شامل شخصیت ← ساقی

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira