زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۵۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زور بازوی یقینش رفع هر شک میکند
۲
هر که اواز لوح هستی خویش را حک میکند
۳
طرقه العینی بمعراج حقایق میرسد
۴
هر که خود را با براق عشق هم تک میکند
۵
اهل وحدت در جهان جز یک نمی‌بیند دلش
۶
مشرکست آنکو بعقل خود دو را یک میکند
۷
صیقلی کن لوح دلرا از ریاضات بدن
۸
صیقل دل چشم جانرا کار عینک میکند
۹
ناخن غیرت مزن بر دل که زخم ناخنش
۱۰
چار دیوار حصار جان مشبک میکند
۱۱
عقل خودبین افکند در دل ز فکرت عقدها
۱۲
عشق را نازم که دستش عقدها فک میکند
۱۳
عشق اگر بر موسی جانت تجلی آورد
۱۴
صد چو طور هستی موهوم مندک میکند
۱۵
عشق اگر الملک لی گوید و گر خامش شود
۱۶
مو بموی عاشقان فریاد لک لک میکند
۱۷
کور و کر را عشق چشم و گوش باقی میدهد
۱۸
کودن و افسرده را هم گرم و زیرک میکند
۱۹
من ندانم تیر مژگان بر دلم چون میزند
۲۰
اینقدر دانم که زخم سینه کاوک میکند
۲۱
میزنم خود را به تیغ عشق بادا هر چه باد
۲۲
یا ظفر با قتل کارم را بدو یک میکند
۲۳
با کسی کو خالی از عشق است پر صحبت مدار
۲۴
همنشین تأثیر بسیار اندک اندک میکند
۲۵
چون درشتی می‌کند دشمن تو نرمی پیشه کن
۲۶
نرمی از دل کینها بیرون یکایک میکند
۲۷
حاش‌لله حاسدان را از من آزاری رسد
۲۸
لیک حرف دل نشستم کار ناوک میکند
۲۹
دوستانرا بر درخت دوستی می‌پرورد
۳۰
لطف ایزد دشمنان را یک بیک چک میکند
۳۱
نیست فیض از تازه گویان و نه هم از شاعران
۳۲
لیک کار تازه گویان اندک اندک میکند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.