زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عید است و هرکس از غلط غیری گرفته یار خود
۲
مائیم و در خود عالمی دار خود و دیار خود
۳
داریم با خود گفتگو داریم در خود جستجو
۴
خود بیدل و در خویشتن جویندهٔ دلدار خود
۵
گم کردهٔ خویشیم ما از خلق در پیشیم ما
۶
از ما ببر تعلیم کار آنگاه شو سر کار خود
۷
گفتی که دشوار است کار دشوار کار خود خودی
۸
خود را مبین حق را ببین آسان کن این دشوار خود
۹
از خود علم افراشتی خود را کسی پنداشتی
۱۰
کس اوست تو خود تا کسی بگذر ازین پندار خود
۱۱
دل را خودی بارست بار جانرا خودی عارست عار
۱۲
ما بیخودان وارسته‌ایم از بار خود از عار خود
۱۳
ما بار بر کس کی شویم بار کسان هم میکشیم
۱۴
بار دو عالم را بدوش برداشته با بار خود
۱۵
نوروز و هرکس هر طرف با دلبری و چنگ و دف
۱۶
فیض و غم و شبهای تار با نالهای زار خود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.