غزل شمارهٔ ۳۸۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زحمت مکش طبیب که این تب نمیرود
۲
بی شربت بنفشهٔ آن لب نمیرود
۳
تا بی ز مهر در دلم آنمه فکنده است
۴
تا تاب او ز دل نرود تب نمیرود
۵
بیمار عشق به نشود جز به وصل دوست
۶
این درد دل بناله یا رب نمیرود
۷
تا چند در فراق برم انتظار وصل
۸
آن روز خود نیامد و این شب نمیرود
۹
بار فراق چند تواند کشید دل
۱۰
این جان سخت بین که ز قالب نمیرود
۱۱
ساقی بیا و لب به لبم نه که این خمار
۱۲
از سر بغیر جام لبالب نمیرود
۱۳
عشق بتان وسیله عشق خداست لیک
۱۴
فیض از وسیله جانب مطلب نمیرود
