زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز نکتهای بیانت خرد فزوده شود
۲
ز لطف‌های نهانت نبوده بوده شود
۳
چو نکتهٔ شنوم زان دهان پنهانی
۴
دری ز غیب بروی دلم گشوده شود
۵
به گوهر سخنی زان لب عقیق مرا
۶
هزار عقده مشکل ز دل گشوده شود
۷
جمال شاهد غیبی بچشم حق بینان
۸
عیان در آئینهٔ طلعتت نموده شود
۹
نموده چهره در آئینهٔ جمالت حق
۱۰
که صدق بندگیم در تو آزموده شود
۱۱
اگر نهی ز سر لطف بر سرم دستی
۱۲
ز رفعت این سر پستم بچرخ سوده شود
۱۳
بیا و این ید بیضا بسینهٔ من نه
۱۴
بود ز زنگ کدورت دلم زدوده شود
۱۵
جمال تو ز سر اهل دل رباید هوش
۱۶
بمن نمای که هوشم ز سر ربوده شود
۱۷
خوشا دمی که بیک جلوه‌ام کنی بی‌خود
۱۸
نبوده بوده مرا بوده‌ام نبوده شود
۱۹
سرم چو خاک شود بر سر رهی افتم
۲۰
بود گذر کنی آنجا بپات سوده شود
۲۱
ز زلفهای بلندت خرد ز دست رود
۲۲
ز حلقهای کمندت جنون فزوده شود
۲۳
گهی هلال و گهی بدر در سر زلفت
۲۴
نماید ار بنسیمی زهم گشوده شود
۲۵
بچشم پاک چو بیند بروی خوب تو فیض
۲۶
جمال شاهد لاریبیش نموده شود
۲۷
زبان به بندم از این پس ز گفتگو شاید
۲۸
ز پستهٔ شکرینت سخن شنوده شود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.