زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای که هستی بنور هستی طاق
۲
احی من احرقته نار فراق
۳
لطف کن جامی از شراب وصال
۴
سوختند از فراق تو عشاق
۵
ارنا من لقائک المیمون
۶
نظره بالعشی و الاشراق
۷
می‌توانی که زنده گردانی
۸
بوصال آنکه را کشی ز فراق
۹
جانم از فرقت تو می‌نالد
۱۰
بشنو از دوست نالهٔ عشاق
۱۱
دل ما را گزید مار هوا
۱۲
قد اتینا الیک انت الراق
۱۳
کام ما تلخ ماند از بعدت
۱۴
نرسد شهر فربت ار بمزاق
۱۵
بر تو آسان و سهل بخشش قرب
۱۶
دوری و صبر از تو بر ما شاق
۱۷
گر تو ما را برانی از در خود
۱۸
مالنا منک من ولی واق
۱۹
بکجا از درت پناه بریم
۲۰
درگه تست ملجا عشاق
۲۱
فیض اگر با غم تو باشد جفت
۲۲
در دو عالم بود شادی طاق

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.