زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۵۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلم بحر و عشق تو در وی نهنگ
۲
نهنگی که جا کرده بر بحر تنگ
۳
هزاران هزار ار غم آید بدل
۴
کند جمله را لقمهٔ عشق شنگ
۵
غمم بر سر غم نه و شاد باش
۶
دل عاشق از غم نیاید به تنگ
۷
غمی کز تو آید بشادی خورم
۸
که تلخ از تو شیرین و صلحست جنگ
۹
بقربان کفر سر زلف تو
۱۰
همه چین و ماچین خطا و فرنگ
۱۱
سوی بوستان گر خرامی بناز
۱۲
بر ایمان بود کفر را عار و ننگ
۱۳
ترا فیض چون عشق شد دستگیر
۱۴
درین راه پایت نیاید به سنگ

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.