زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۸۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کبیره‌ایست که خود را گمان کنم هستم
۲
گناه دیگر آن کز می خودی مستم
۳
گناه خویش خودم دوزخ خودم هم خود
۴
اگر ز خویش برستم ز هول پل رستم
۵
بروی من ز سوی حق گشود چندین در
۶
ز سوی خویش دری چون بر وی خود بستم
۷
ز خود اگر فکنم خویش را رسم بخدا
۸
بوصل او نرسم تا بخویش یا بستم
۹
بود بد دو جهان جمله در من و از من
۱۰
ز هر بدی برهم گر ز خویشتن رستم
۱۱
مگیر تو بر من مسکین اگر بدی کردم
۱۲
که تو کریمی و من از خرد تهی دستم
۱۳
اگرچه مستم با هوشیار همراهم
۱۴
که گر ز پای درآیم بگیرد او دستم
۱۵
شکار معرفت خویش را فکندم دام
۱۶
برون نیامد ازین بحر جز تهی دستم
۱۷
بپای مردی عشق ار شکست خویش دهم
۱۸
چو فیض در صف مردان حق ز بر دستم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.