زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۸۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من هماندم که با تو پیوستم
۲
مهر از هرچه جز تو بگسستم
۳
تا گشادم بکوی عشقت پای
۴
رفت تقوی و دانش از دستم
۵
بگسستم ز خویش و بیگانه
۶
روز اول که با تو دل بستم
۷
هیچ طرفی نبستم از عشقت
۸
غیر ازین کو دو کون بگسستم
۹
چونکه نتوانم از تو دل برداشت
۱۰
بر جفای تو نیز دل بستم
۱۱
ساغرم گر دهی و گر ندهی
۱۲
که ز چشمان مست تو مستم
۱۳
گفته بودی ز چیست خستگیش
۱۴
خستگیهای چشم تو خستم
۱۵
بسته تر شد ز پیچش زلفت
۱۶
کو امید خلاص ازین شستم
۱۷
فیض چون زلف تست کافر اگر
۱۸
یکسر موی از غمت رستم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.