غزل شمارهٔ ۵۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
من هماندم که با تو پیوستم
۲
مهر از هرچه جز تو بگسستم
۳
تا گشادم بکوی عشقت پای
۴
رفت تقوی و دانش از دستم
۵
بگسستم ز خویش و بیگانه
۶
روز اول که با تو دل بستم
۷
هیچ طرفی نبستم از عشقت
۸
غیر ازین کو دو کون بگسستم
۹
چونکه نتوانم از تو دل برداشت
۱۰
بر جفای تو نیز دل بستم
۱۱
ساغرم گر دهی و گر ندهی
۱۲
که ز چشمان مست تو مستم
۱۳
گفته بودی ز چیست خستگیش
۱۴
خستگیهای چشم تو خستم
۱۵
بسته تر شد ز پیچش زلفت
۱۶
کو امید خلاص ازین شستم
۱۷
فیض چون زلف تست کافر اگر
۱۸
یکسر موی از غمت رستم
