غزل شمارهٔ ۵۸۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نه من امروز بدل نقش خیالت بستم
۲
روزگاریست که از بادهٔ عشقت مستم
۳
کردم آلوده بمی جامهٔ تقوی و صلاح
۴
آه گر دامن پاک تو نگیرد دستم
۵
نسبت قد تو با سرو صنوبر کردم
۶
پیش چشم تو ز کوته نظریها بستم
۷
بستم این عهد که پیمانه کشی ترک کنم
۸
باز در عهد تو پیمان شکن آن بشکستم
۹
محتسب بهر خدا هیچ مگو با خود باش
۱۰
که من از روز ازل آنچه نمودم هستم
۱۱
نه من امروز شدم عاشق و پیمانه پرست
۱۲
از دم صبح ازل تا بقیامت مستم
۱۳
فیض تا چند بزنجیر خرد باشد بند
۱۴
شکر لله که دیوانه شدم وارستم
