زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۰۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من تاب فراق تو ندارم
۲
نقش تو بسینه می‌نگارم
۳
باشد روزی رخت به بینم
۴
تا جان بلقای تو سپارم
۵
شد در رگ و ریشه تیر عشقت
۶
از هم بگستت پود و تارم
۷
از بادهٔ آن دو چشم مستت
۸
گه سر خوش و گاه در خمارم
۹
وز بوی دو زلف عنبرینت
۱۰
آشفته و مست و بیقرارم
۱۱
وز لعل لب شکر فروشت
۱۲
تلخ است مذاق انتظارم
۱۳
جز وصل تو مقصدی ندارم
۱۴
جز یاد تو مونسی ندارم
۱۵
دیریست که در سر من این هست
۱۶
کاندر قدم تو جان سپارم
۱۷
لطفی لطفی که سوخت جانم
۱۸
رحمی رحمی که سخت زارم
۱۹
باران کرم ببار بر فیض
۲۰
آبی آور بروی کارم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.