زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۰۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من و عشق و مستی عشق به جز این هنر ندارم
۲
بجز این هنر چه باشد که ز خود خبر ندارم
۳
بود از سر وصالش دل و فتنه جمالش
۴
من و کنجی و خیالش سر شور و شر ندارم
۵
ز در تو کی کشم پا مگر آنکه سر ببازم
۶
ز تو کام تا نیابم ز تو دست بر ندارم
۷
بمیان اشک غرقم چو صدف ببحر لیکن
۸
چو تو در برم نباشی تهیم گهر ندارم
۹
شجری ز باغ عشقم غم و ناله شاخ و برگم
۱۰
چو تو در برم نباشی عبثم ثمر ندارم
۱۱
ز تو چون جدا شوم من تو بگو کجا شوم من
۱۲
بخدا که هیچ راهی بکسی دگر ندارم
۱۳
نکنم حدیث از غیر ببرم ز شر و از خیر
۱۴
چو مرا غم تو باشد غم خیر و شر ندارم
۱۵
خوش آنکه بعشق تو گرفتار بمیرم
۱۶
بیدار درین منزل خونخوار بمیرم
۱۷
زین خوابگه بی‌خبران زنده برآیم
۱۸
واقف ز سرا پردهٔ اسرار بمیرم
۱۹
مستغرق دیدار شده در بر جانان
۲۰
آسوده ز اقرار و ز انکار بمیرم
۲۱
در سر هوس ساقی و در دست می لعل
۲۲
در پای خم و خانهٔ خمار بمیرم
۲۳
کاری چو به از خدمت معشوقه و می نیست
۲۴
ساقی مددی کن که درین کار بمیرم
۲۵
بشتاب و بده یکدو سه ساغر ز پی هم
۲۶
مپسند که در میکده هشیار بمیرم
۲۷
خونین جگر و خسته دل و محنت هجران
۲۸
جانا تو پسندی که چنین زار بمیرم
۲۹
آن یار بکس رخ ننماید چه توان کرد
۳۰
بگذار که در حسرت دیدار بمیرم
۳۱
گفتار خود ای فیض بکردار بیارا
۳۲
مگذار که در زخرف گفتار بمیرم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.