زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم
۲
دعا بیار جفا کار بیوفا بنویسم
۳
شکایتی بلب آمد ز جورهای تو گفتم
۴
بهیچ نامه نگنجی ترا کجا بنویسم
۵
دعا و شکوه بهم در نزاع و من متحیر
۶
کدام را ننویسم کدام را بنویسم
۷
خدای داند و بس جز خدا کسی نه بداند
۸
که گر سر گله را وا کنم چها بنویسم
۹
اگر سر گله را واکنم وفا ننماید
۱۰
مداد بحر و بیاض زمین کجا بنویسم
۱۱
نه بحر ماند و نه بر نه خشک ماند و نه تر
۱۲
اگر شکایت دلبر بمدعا بنویسم
۱۳
همان بهست که خاموش گردم از گله چون فیض
۱۴
ز مدعا نزنم دم همین دعا بنویسم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.