غزل شمارهٔ ۶۳۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زهر قهر ار تو کنی در جامم
۲
خوشتر از شهد بود در کامم
۳
نوش لطف تو چه شکر نوشم
۴
زهر قهر تو چه شهد آشامم
۵
کی ز چنگال بلا اندیشم
۶
من که شاهین غمت را رامم
۷
ای ز چشمت دو جهان مست و خراب
۸
تهی از باده مگردان جامم
۹
لطفها چند کنی در پرده
۱۰
پرده برگیر و بر آور کامم
۱۱
بیلقای تو ندارم آرام
۱۲
چون کنم چون کنم تو آرامم
۱۳
کامفیض از تو دمی تلخ مباد
۱۴
ای ز الطاف تو شیرین کامم
